جنگ با ایران؛ قمار مرگبار ترامپ در سایه بن‌بست‌های نتانیاهو

صارم آنلاین-گروه سیاست: تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن و تل‌آویو با مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی و اقتصادی روبه‌رو هستند. محاسبات نظامی ایران، نگرانی از گسترش دامنه درگیری و تردید درباره پیامدهای یک رویارویی تازه، تصمیم به آغاز جنگ را به قماری پرهزینه تبدیل کرده است؛ […]

صارم آنلاین-گروه سیاست: تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن و تل‌آویو با مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی و اقتصادی روبه‌رو هستند. محاسبات نظامی ایران، نگرانی از گسترش دامنه درگیری و تردید درباره پیامدهای یک رویارویی تازه، تصمیم به آغاز جنگ را به قماری پرهزینه تبدیل کرده است؛ قماری که نه نتیجه آن قابل پیش‌بینی است و نه مهار پیامدهای آن برای آمریکا و رژیم صهیونیستی تضمین‌شده.

تهدید به استفاده از گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر به یکی از محورهای ادبیات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شده است. دونالد ترامپ که بارها کوشیده است با ترکیبی از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و نمایش قدرت، طرف مقابل را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند، این بار نیز در شرایطی از احتمال رویارویی سخن می‌گوید که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران می‌تواند دامنه‌ای فراتر از محاسبات اولیه طراحان آن پیدا کند همانگونه که در دو جنگ ۱۲ روزه ۴۰ روزه و البته درگیرهای تنگه هرمز به خوبی آشکار شد.

در نگاه نخست، این تهدیدها ممکن است بخشی از راهبرد فشار برای تغییر رفتار تهران به نظر برسد؛ اما بررسی ملاحظات امنیتی و سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و البته پاسخ های ویرانگر ایران در چنگ های اخیر نشان می‌دهد که فاصله میان تهدید لفظی و آغاز جنگ، فاصله‌ای معنادار است. ایران به خوبی آشکار کرد که قدرت نظامی دشمن، به‌تنهایی تضمین‌کننده پیروزی آن نیست و تجربه درگیری‌های پیشین نیز نشان داده است که آغاز یک عملیات نظامی، لزوماً به تحقق اهداف سیاسی طراحان آن منجر نمی‌شود.

از این منظر، مسئله اصلی صرفاً احتمال تکرار حمله نظامی نیست؛ بلکه باید دید آمریکا و رژیم صهیونیستی تا چه اندازه برای پذیرش هزینه‌های یک درگیری تازه آمادگی دارند و آیا می‌توانند پیامدهای احتمالی آن را در محدوده‌ای که خود تعیین می‌کنند، نگه دارند؟

قمار ترامپ با هزینه‌های نامعلوم

دونالد ترامپ همواره کوشیده است خود را سیاستمداری معامله‌گر معرفی کند؛ کسی که با افزایش فشار بر طرف مقابل، امتیازهای بیشتری به دست می‌آورد و در نهایت نتیجه را به سود خود تغییر می‌دهد. این الگو در سیاست خارجی او نیز نمود داشته است؛ از تحریم‌های گسترده گرفته تا تهدید به اقدام نظامی و استفاده از ادبیات تند علیه دولت‌هایی که با خواسته‌های واشنگتن همراه نیستند.

با این حال، مواجهه با جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان به یک معامله معمولی یا عملیات نظامی محدود تقلیل داد. هرگونه حمله تازه، با توجه به ظرفیت‌های دفاعی و تهاجمی ایران، موقعیت جغرافیایی کشورمان و اهمیت راهبردی منطقه، می‌تواند مجموعه‌ای از پیامدهای زنجیره‌ای را به دنبال داشته باشد؛ پیامدهایی که تنها به میدان نبرد محدود نمی‌مانند و ممکن است امنیت منطقه، بازارهای انرژی، تجارت بین‌المللی و حتی محاسبات متحدان آمریکا را تحت تأثیر قرار دهند. همانگونه که در جنگ های اخیر به خوبی مشاهده شد.

برای واشنگتن، مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان از یک سو با تهدید نظامی، ایران را تحت فشار قرار داد و از سوی دیگر، از ورود به درگیری‌ای که پایان و هزینه‌های آن روشن نیست، جلوگیری کرد. این دو هدف لزوماً با یکدیگر سازگار نیستند. افزایش تهدیدها ممکن است در کوتاه‌مدت به تشدید فشار روانی منجر شود، اما اگر طرف مقابل از تسلیم در برابر تهدید خودداری کند، اعتبار تهدیدکننده نیز در معرض آزمون قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی، ترامپ با یک دوراهی روبه‌رو است: عقب‌نشینی از تهدیدها می‌تواند از نگاه مخالفانش نشانه ناکامی در اعمال فشار تلقی شود و عملیاتی کردن آنها نیز ممکن است آمریکا را وارد مسیری کند که کنترل ابعاد و مدت آن به‌آسانی امکان‌پذیر نباشد.

این همان نقطه‌ای است که تهدید نظامی می‌تواند از ابزار فشار به یک قمار سیاسی و امنیتی تبدیل شود؛ قماری که در آن، هزینه شکست احتمالی بسیار فراتر از دستاوردهای تبلیغاتی یک عملیات محدود خواهد بود.

نتانیاهو؛ میان ملاحظات امنیتی و بقای سیاسی

در سوی دیگر این معادله، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، با مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی و سیاسی مواجه است. تحولات پس از عملیات هفتم اکتبر، پیامدهای جنگ غزه، وضعیت جبهه شمالی و تداوم نگرانی‌ها درباره توانمندی‌های محور مقاومت، فشارهای سنگینی بر ساختار سیاسی و امنیتی این رژیم وارد کرده است.

در کنار این مسائل، مناقشات داخلی و پرونده‌های قضایی نتانیاهو و البته انتخابات پیشرو نیز از جمله عواملی است که بر فضای سیاسی سرزمین‌های اشغالی سایه انداخته است. در چنین وضعیتی، تشدید تنش با ایران می‌تواند برای دولت نتانیاهو دو کارکرد متفاوت داشته باشد: از یک سو، با برجسته کردن تهدید خارجی، مسئله امنیت را به محور اصلی فضای سیاسی تبدیل کند و همانگونه که کارشناسان مختلف اعلام کرده ان به این بهانه انتخابات را به عقب بیندازد و از سوی دیگر، در صورت ناکامی نظامی، فشارها بر دولت او را افزایش دهد.

البته نسبت دادن تمام تحرکات نظامی تل‌آویو به ملاحظات بقای سیاسی نتانیاهو، بدون توجه به محاسبات امنیتی این رژیم، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمی‌کند. با این حال، نمی‌توان تأثیر رقابت‌های داخلی، نگرانی‌های انتخاباتی و تلاش برای بازسازی اعتبار بازدارندگی رژیم صهیونیستی را بر تصمیم‌گیری‌های آن نادیده گرفت.

نتانیاهو در این میان با یک تناقض اساسی مواجه است: خودداری از اقدام نظامی ممکن است از سوی مخالفانش نشانه ناتوانی در مهار تهدیدها معرفی شود و ورود به جنگ نیز خطر پاسخ متقابل ایران و گسترش دامنه درگیری را افزایش می‌دهد. بنابراین، آغاز جنگ لزوماً به معنای خروج از بن‌بست نیست؛ چه‌بسا تصمیمی باشد که ابعاد تازه‌ای به آن اضافه کند.

بازدارندگی ایران و دشواری محاسبات دشمن

یکی از عوامل تعیین‌کننده در محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی، توانایی ایران برای پاسخ‌گویی به حملات احتمالی است. برخورداری از توان موشکی و پهپادی، ظرفیت‌های دفاعی و موقعیت راهبردی کشورمان، از جمله مؤلفه‌هایی است که هر تصمیم نظامی علیه ایران را با ملاحظات جدی روبه‌رو می‌کند. همانگو که در جنگ های اخیری مشخص شد و معادلات دشمن را بر هم زد.

در یک رویارویی احتمالی، مسئله صرفاً تعداد اهدافی نیست که مهاجم می‌تواند مورد حمله قرار دهد؛ بلکه باید احتمال پاسخ متقابل، استمرار عملیات، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی و تأثیر درگیری بر امنیت نیروها و منافع آمریکا در منطقه را نیز در نظر گرفت.

همچنین هرگونه گسترش درگیری می‌تواند بر محاسبات کشورهای منطقه تأثیر بگذارد. دولت‌هایی که روابط امنیتی یا اقتصادی با آمریکا دارند، الزاماً علاقه‌مند نیستند هزینه‌های یک جنگ فراگیر را بپردازند؛ به‌ویژه اگر اختلال در صادرات انرژی، افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل و تشدید ناامنی منطقه‌ای بیش از چیزی که در حال حاضر وجود دارد افزایش یابد.

در این چارچوب، بازدارندگی صرفاً به برخورداری از تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه توان حفظ آمادگی، امکان پاسخ متناسب و مؤثر، پایداری زیرساخت‌ها و ارزیابی دقیق پیامدهای اقدام نظامی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارند.

قنادباشی: اسرائیل در برابر آغاز جنگ جدید با تردیدهای جدی روبه‌رو است

جعفر قنادباشی در گفت‌وگویی با اشاره به پیچیدگی شرایط امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی اظهار کرد: تصمیم‌گیران این رژیم درباره پیامدهای آغاز جنگی تازه با تردیدهای جدی روبه‌رو هستند و این تردیدها را می‌توان در پیوند میان محاسبات نظامی و تحولات سیاسی داخلی مشاهده کرد.

وی افزود: نتانیاهو از یک سو نگران است که ورود به درگیری نظامی و اصابت حتی یک موشک به تل‌آویو، افکار عمومی را علیه او بسیج کند و رأی‌دهندگان، وی را مسئول ناامنی و آغاز جنگ بدانند؛ موضوعی که می‌تواند موقعیت انتخاباتی او را تضعیف کند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: از سوی دیگر، خودداری از اقدام نظامی نیز به معنای برطرف شدن نگرانی‌های امنیتی رژیم صهیونیستی نیست؛ زیرا پرونده‌های مهم منطقه‌ای همچنان باز مانده‌اند و تحولات غزه، لبنان و ایران بر محاسبات سیاسی و امنیتی تل‌آویو سایه انداخته‌اند.

قنادباشی با اشاره به تحولات نوار غزه گفت: با وجود حملات گسترده و تخریب‌های صورت‌گرفته در این منطقه، رژیم صهیونیستی نتوانسته است به تمام اهدافی که برای حذف تهدیدهای امنیتی خود در نظر داشت، دست پیدا کند. باقی ماندن بخش‌هایی از شبکه تونلی غزه و تداوم نگرانی از حملات احتمالی به شهرک‌ها و مراکز مهم، نشان می‌دهد که عملیات نظامی به‌تنهایی نتوانسته است همه دغدغه‌های امنیتی تل‌آویو را برطرف کند.

وی اضافه کرد: وضعیت جمعیت غزه و ناتوانی رژیم صهیونیستی در ارائه راه‌حلی پایدار برای آینده این منطقه نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده است. ادامه عملیات نظامی و تلاش برای تغییر وضعیت موجود، نتوانسته است چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به نگرانی‌های امنیتی این رژیم ایجاد کند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به جبهه لبنان تصریح کرد: پرونده لبنان نیز برای رژیم صهیونیستی بسته نشده است. با وجود حملات گسترده و تلفات انسانی، نگرانی‌های امنیتی در این جبهه همچنان ادامه دارد و همین مسئله بر تصمیم‌گیری‌های تل‌آویو درباره احتمال گسترش درگیری‌ها تأثیر می‌گذارد.

قنادباشی ایران را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر محاسبات امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی دانست و گفت: نگرانی از توانمندی‌های ایران به اندازه‌ای است که هرگونه تحرک نظامی در شرایط حساس می‌تواند فضای سیاسی این رژیم را تحت تأثیر قرار دهد و محاسبات مسئولان آن را با دشواری مواجه کند.

وی همچنین درباره تلاش برای وارد کردن کشورهای عربی به تقابل با ایران اظهار کرد: برخی طرف‌ها ممکن است به دنبال گسترش دامنه مشارکت منطقه‌ای در چنین تقابلی باشند، اما کشورهای عربی نیز هزینه‌های احتمالی جنگ را محاسبه می‌کنند و لزوماً تمایلی به ورود مستقیم به درگیری ندارند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا افزود: تجربه تنش‌های پیشین و نگرانی از پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ، می‌تواند دولت‌های منطقه را در قبال مشارکت در یک رویارویی تازه محتاط‌تر کند. آمریکا نیز در صورت گسترش درگیری با خطر آسیب دیدن منافع خود در منطقه مواجه خواهد شد؛ به همین دلیل، آغاز جنگی جدید برای واشنگتن تصمیمی ساده و کم‌هزینه نیست.

قنادباشی درباره وعده‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی کشورهای عربی نیز گفت: در برخی معادلات منطقه‌ای، وعده تغییر موازنه قدرت و دستیابی به موقعیت برتر مطرح شده است، اما تحقق نیافتن این وعده‌ها و بروز مشکلات اقتصادی و امنیتی، می‌تواند نگاه این کشورها را نسبت به مشارکت در تنش‌های جدید محتاطانه‌تر کند.

تقویت توان دفاعی؛ پاسخ ایران به تهدیدهای تازه

در کنار بررسی محاسبات سیاسی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، توجه به روند تقویت توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران نیز اهمیت دارد. در شرایطی که تهدیدهای نظامی همچنان بخشی از ادبیات طرف مقابل است، حفظ آمادگی نیروهای مسلح، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده و ارتقای ظرفیت‌های دفاعی از الزامات صیانت از امنیت ملی به شمار می‌رود.

بازسازی مراکز آسیب‌دیده، به‌ویژه پس از حمله به تأسیسات و زیرساخت‌ها، اقدامی در چارچوب نیازهای دفاعی و فناورانه کشور است. نمی‌توان انتظار داشت کشوری پس از وارد شدن خسارت به زیرساخت‌های خود، از ترمیم آنها صرف‌نظر کند یا آمادگی دفاعی‌اش را در سطح پیشین متوقف نگه دارد.

در این میان، پشتیبانی از نیروهای مسلح و پیوند میان ظرفیت‌های علمی، صنعتی و عملیاتی، از جمله موضوعاتی است که در سیاست دفاعی کشور اهمیت دارد. توان دفاعی زمانی می‌تواند نقش بازدارنده مؤثری ایفا کند که علاوه بر برخورداری از تجهیزات و فناوری، امکان تأمین، نگهداری، به‌روزرسانی و پشتیبانی مستمر از آنها نیز فراهم باشد.

از همین منظر، مدیریت صنایع دفاعی و هوافضا، توسعه فناوری‌های بومی و تقویت زنجیره تأمین تجهیزات نظامی، از موضوعات مهم در حفظ آمادگی دفاعی کشور به شمار می‌روند. در شرایطی که تحریم‌ها و محدودیت‌های خارجی نیز بر دسترسی به برخی فناوری‌ها و تجهیزات تأثیر می‌گذارند، برخورداری از ظرفیت داخلی می‌تواند در کاهش وابستگی و استمرار پشتیبانی از نیروهای مسلح مؤثر باشد.

معرفی مهرداد اخلاقی به‌عنوان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. سوابق تخصصی و مدیریتی وی در حوزه صنایع دفاعی، از جمله موضوعاتی است که در ارزیابی انتظارات از مدیریت آینده این وزارتخانه اهمیت دارد. با این حال، میزان اثرگذاری هر تغییر مدیریتی در این حوزه، در نهایت به برنامه‌های اجرایی، نحوه تخصیص منابع و دستاوردهای عملی آن وابسته خواهد بود.

آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، این است که تقویت توان دفاعی کشور در سطح شعار باقی نماند و در قالب برنامه‌های مشخص برای ارتقای آمادگی، پایداری زیرساخت‌ها، توسعه فناوری و تأمین نیازهای نیروهای مسلح دنبال شود.

کوثری: دوران تعیین تکلیف آمریکا برای ایران به پایان رسیده است

اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، نیز در گفت‌وگویی با تأکید بر ضرورت استمرار تقویت توان دفاعی کشور اظهار کرد: بازسازی مراکز آسیب‌دیده و ارتقای سطح آمادگی دفاعی، اقدامی طبیعی و ضروری برای هر کشوری است و جمهوری اسلامی ایران نیز این روند را با جدیت دنبال می‌کند.

وی افزود: پس از آسیب دیدن مراکز و تأسیسات هسته‌ای، نمی‌توان انتظار داشت فعالیت‌ها متوقف شود و اقدامی برای جبران خسارت‌ها صورت نگیرد. بخش‌هایی از این مراکز که دچار آسیب شده‌اند، باید بازسازی و ترمیم شوند و از نظر ساختاری و امنیتی نیز در وضعیتی بهتر و مستحکم‌تر از گذشته قرار گیرند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تأکید بر ماهیت دفاعی این اقدامات تصریح کرد: در کنار بازسازی زیرساخت‌ها، نیروهای مسلح باید برای شرایطی که دشمن بار دیگر قصد انجام اقدامات نظامی داشته باشد، از بالاترین سطح آمادگی برخوردار باشند. حفاظت از سرزمین و حریم کشور، مسئولیتی اساسی است و نمی‌توان در برابر تهدیدهای احتمالی بدون آمادگی باقی ماند.

کوثری ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران این اقدامات را در گذشته انجام داده و اکنون نیز با قدرت بیشتری ادامه می‌دهد. آمادگی‌های لازم نسبت به گذشته تقویت شده است و توانمندی‌های کشور در زمان ضرورت و در میدان عمل آشکار خواهد شد.

وی با اشاره به سیاست‌های آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران گفت: دوران تعیین تکلیف آمریکا برای دیگر کشورها، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، به پایان رسیده است. ایران برای دفاع از منافع و امنیت خود ایستادگی می‌کند و در صورت ضرورت، پاسخ به تهدیدها را به اقدامات صرفاً دفاعی محدود نخواهد کرد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: آمریکا نمی‌خواهد کشورهای مستقل به توانمندی‌های علمی و فناوری دست پیدا کنند و در جایگاهی قرار گیرند که بتوانند بدون وابستگی، از حقوق و ظرفیت‌های خود بهره‌مند شوند. نمی‌توان پذیرفت برخی کشورها خود را فراتر از قانون بدانند و در مقابل، ملت‌های دیگر را از استفاده از حقوق و ظرفیت‌های قانونی خود محروم کنند.

کوثری تأکید کرد: ملت ایران طی دهه‌های گذشته در برابر سیاست‌های سلطه‌طلبانه ایستادگی کرده است و در آینده نیز از استقلال، امنیت و حقوق خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. بنابراین، تقویت توان دفاعی و حفظ آمادگی نیروهای مسلح نیز در همین چارچوب ادامه خواهد یافت.

جنگی که نتیجه آن از پیش تعیین‌شده نیست

مجموع تحولات نشان می‌دهد که تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب جنگ روانی یا نمایش قدرت بررسی کرد؛ همان‌گونه که نباید از طرح این تهدیدها، وقوع قطعی جنگی تازه را نتیجه گرفت. آنچه اهمیت دارد، ارزیابی هم‌زمان اهداف سیاسی، محدودیت‌های نظامی و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی چنین تصمیمی است.

برای ترامپ، آغاز جنگ می‌تواند به معنای ورود به معادله‌ای باشد که برخلاف تصور اولیه و توهمات او، امکان مدیریت کامل آن وجود ندارد. برای نتانیاهو نیز تشدید درگیری ممکن است به جای حل بحران‌های موجود، فشارهای امنیتی و سیاسی را افزایش دهد. در مقابل، ایران با تأکید بر تقویت توان دفاعی، حفظ آمادگی نیروهای مسلح و صیانت از زیرساخت‌های خود، بر این اصل تکیه دارد که تهدید نظامی نباید به عاملی برای تحمیل اراده سیاسی دیگران تبدیل شود.

سرلشکر عبداللهی: برای تصمیم‌های احمقانه دشمن لحظه‌شماری می‌کنیم

رئیس ستادکل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا خطاب به سران دشمن آمریکایی – صهیونی گفت: شعارهایی که می دهید، اگر می توانستید تاکنون به آن عمل کرده بودید. در هر یک از جنگ‌های قبلی، با شعار سرنگونی جمهوری اسلامی، تجزیه و نابودی ایران وارد جنگ شدید؛ در حالی که امروز خود در حال نابودی و سرنگونی هستید و ایران قدرتمند همچنان استوار ایستاده است.

وی افزود: رئیس جمهور آمریکا دیگر پیر شده و توان بلند شدن از جای خود را ندارد، جامعه آمریکایی و ساکنان سرزمین‌های اشغالی به خوبی می دانند که شما ضعف‌های جدی و اساسی دارید و باید بدانید که خطای محاسباتی بعدی، پاسخ‌هایی متفاوتتر و شدیدتر از گذشته را در بر خواهد داشت.

رئیس ستادکل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا با اشاره به عزم و اراده رهبری، ملت، مسئولان و نیروهای مسلح مقتدر ایران اسلامی به دشمن هشدار داد: شما این عزم و اراده را بارها آزموده اید و آزموده را آزمودن خطاست؛ ما برای تصمیم‌های احمقانه شما لحظه شماری می کنیم. صدای غرش بعدی بسیار نزدیکتر، ویران کننده تر و غیرقابل رهگیری خواهد بود.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین مسئله برای طرف مقابل، نه صرفاً امکان وارد کردن ضربه نظامی، بلکه ارزیابی پیامدهای اقدام و توانایی تحمل هزینه‌های آن است. هرچه دامنه پاسخ‌های احتمالی و تبعات منطقه‌ای یک جنگ گسترده‌تر باشد، تصمیم به آغاز آن نیز دشوارتر خواهد شد.

از این منظر، تهدیدهای ترامپ زمانی می‌تواند به یک قمار مرگبار تبدیل شود که محاسبه هزینه‌ها جای خود را به تصور پیروزی سریع بدهد؛ زیرا در رویارویی با ایران، آغاز جنگ لزوماً به معنای تعیین نتیجه آن نیست.

لینک کوتاه

saremonline.ir/?p=79608

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقل و نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و توسعه توسط موسسه راشا