«تاریخ و آینده، ۵ پیام بزرگ تشییع باشکوه»؛ مقاله پژوهشگر اردنی در المیادین

صارم آنلاین– «ایرانِ امروز دیگر صرفا قلبی سرشار از احساس نیست، بلکه دستی نیرومند در پاسخ‌گویی، اندیشه‌ای راهبردی در میدان جنگ و مذاکره، و زبانی صریح و گزنده در بیان مواضع و توصیف واقعیت‌ها است.» به گزارش صارم آنلاین، شبکه خبری «المیادین» امروز (یک‌شنبه) مقاله‌ای تحت عنوان «تاریخ و آینده؛ ۵ پیام بزرگ تشییع باشکوه» […]

صارم آنلاین– «ایرانِ امروز دیگر صرفا قلبی سرشار از احساس نیست، بلکه دستی نیرومند در پاسخ‌گویی، اندیشه‌ای راهبردی در میدان جنگ و مذاکره، و زبانی صریح و گزنده در بیان مواضع و توصیف واقعیت‌ها است.»

به گزارش صارم آنلاین، شبکه خبری «المیادین» امروز (یک‌شنبه) مقاله‌ای تحت عنوان «تاریخ و آینده؛ ۵ پیام بزرگ تشییع باشکوه» به قلم «محمد فرج»، پژوهشگر سیاسی و روزنامه‌نگار اردنی این شبکه را در پایگاه اینترنتی خود منتشر کرده، که در بخشی از آن آمده است:

«تشییع پیکر شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان از منظرهای گوناگون خواند. شاید مهم‌ترین آن‌ها، شرایطی باشد که منطقه در حال گذر از آن است؛ شرایطی که جنگ، نتایج آن را آشکار ساخت و مقاومت ایران، در چارچوب طرحی از پیش طراحی‌شده، که رهنمودهای خود شهید نیز بخشی از آن بود، کارآمدی و واقع‌بینی آن را به اثبات رساند.

با این همه، شکوه این آیین تشییع، عناوین و پیام‌های دیگری را نیز به پیش می‌کشد. به‌سادگی می‌توان گفت با صحنه‌ای روبه‌رو هستیم که در آن، لایه‌های تاریخی از واقعیت‌های سیاسی برآمده از جنگ جداشدنی نیستند.

پیام نخست: واپسین بدرقه در فضای جنگ

ارنستو چه‌گوارا در میدان نبرد و در حالی که سلاح بر دوش داشت، کشته شد و پس از آن به نماد انترناسیونالیسم، آزادی و مبارزه با امپریالیسم آمریکا بدل گشت. با این حال، پروژه‌ای که وی از جنگ‌های چریکی در کوهستان آغاز کرده بود، تنها با پیروزی انقلاب کوبا، پیش از عزیمت خود به بولیوی، به واقعیت تبدیل شد و سپس دهه‌ها بعد، با به قدرت رسیدن جنبش به‌سوی سوسیالیسم در بولیوی در سال ۲۰۰۵، بار دیگر تجلی یافت.

اما در ایران، با صحنه‌ای کاملا متفاوت و منحصربه‌فرد روبه‌رو هستیم. در نخستین موج شهدای تجاوز آمریکا و اسرائیل، رهبر انقلاب به شهادت می‌رسد؛ رخدادی که هرگز از حافظه جمعی جامعه ایران زدوده نخواهد شد. جنگ ادامه می‌یابد، ایران ایستادگی می‌کند و به پیروزی می‌رسد؛ آن هم بر پایه طرحی که خود وی در شکل‌گیری آن نقش مستقیم داشت. این صحنه، بی‌درنگ به نیروی محرک مقاومت تبدیل می‌شود و ثمرات آن نه در آینده‌ای دور، بلکه بلافاصله در پایداری مردم ایران و نیروهای مسلح این کشور آشکار می‌شود.

پیام دوم: تجربه‌ای فراگیر

ایران معاصر تجربه ویژه خود را دارد و شهید نیز تجربه منحصربه‌فرد خویش را. این دو تجربه، به شکلی استثنایی در هم تنیده و بر یکدیگر منطبق شده‌اند. برخلاف آنچه گاه گفته می‌شود، جوامع از نقش و تأثیر فرد مصون نیستند؛ بلکه می‌توان گفت ذهنیت عقل‌گرای سرد غربی کوشیده است این گزاره را به جوامعی تعمیم دهد که اساسا آن را نمی‌پذیرند. در بسیاری از جوامع شرقی، نه‌تنها در غرب آسیا، بلکه در شرق این قاره و حتی در روسیه، قهرمان نجات‌بخش همچنان بخشی از میراث فرهنگی و حافظه تاریخی جامعه به شمار می‌رود.

پیام سوم: همسایگان عرب

بی‌تردید، یکی از دستاوردهای جنگ آن بود که گفت‌وگو درباره شکل‌گیری یک نظم منطقه‌ای مستقل، به دور از مداخله آمریکا، با جدیت بیشتری دنبال شد. با این حال، تهران حتی پیش از آغاز جنگ نیز همواره چنین ابتکارهایی را مطرح و از آن‌ها حمایت می‌کرد.

شخصیت سیاسی ایران در موضع‌گیری خود در قبال تفاهم با کشورهای عربی، مشابه شخصیت خود شهید خامنه‌ای است. رژیم شاه این شهید را به یکی از مناطق با اکثریت سنی‌نشین در ایران تبعید کرده بود، با این گمان که چنین اقدامی مشکلات بزرگی برای وی ایجاد خواهد کرد. نتیجه این شد که شهید خامنه‌ای نقش مهمی در وحدت میان سنی‌ها و شیعیان ایفا کرد و از این طریق، عامل وحدت‌بخش رویدادهای مذهبی، از جمله بزرگداشت میلاد پیامبر اکرم بود.

پیام چهارم: فلسطین

آرمان فلسطین از همان آغاز، یکی از شعارهای بنیادین انقلاب ایران بود؛ چرا که رژیم شاه به‌عنوان حکومتی جانبدار و همکار با اسرائیل شناخته می‌شد. با این حال، موضع حمایتی ایران از آرمان فلسطین، به سال‌ها پیش از انقلاب بازمی‌گردد. در سال ۱۹۳۸ میلادی و هم‌زمان با نخستین قیام فلسطینیان، مرجع دینی محمدحسین کاشف‌الغطاء اعلام کرد که جهاد در فلسطین بر عرب‌ها و مسلمانان واجب است و هرکس زمین‌های خود را به یهودیان بفروشد، از اسلام خارج شده است.  علما نیز از قیام عزالدین قسام حمایت کردند و با طرح تقسیم فلسطین مخالفت ورزیدند. رژیم شاه نیز به‌دلیل حمایت از آرمان فلسطین، شمار زیادی از مبارزان را بازداشت کرد.

پیام پنجم: تهدید و فرصت

ایده تبدیل تهدید به فرصت، هم در عرصه اقتصاد و هم در میدان سیاست، به یکی از مفاهیم محوری بدل شده است. هرچند ادبیات سیاسی غرب کوشیده است این مفهوم را به نام خود ثبت کند، اما ایران، چه در حوزه اقتصاد و چه در عرصه نظامی، روشن‌ترین نمونه عملی آن را به نمایش گذاشته است: در اقتصاد، با تبدیل فشار تحریم‌ها به ظرفیت‌های تولید داخلی، و در حوزه نظامی، با تبدیل تهدید مستمر به فرصتی برای توسعه توانمندی‌های بومی و تقویت قدرت دفاعی.»

مطلب اصلی را در المیادین ببینید

لینک کوتاه

saremonline.ir/?p=69934

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقل و نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

طراحی و توسعه توسط موسسه راشا